

کتاب خوب مثل مرده ها
نویسنده
هالی جکسون
مترجم
محدثه احمدی
ناشر
نون
تعداد صفحات
416
نوع جلد
شومیز
قطع
رقعی
معرفی کتاب خوب مثل مردهها
«چه کسی دنبالت میگردد اگر این بار تو کسی باشی که ناپدید می شود؟» این یک پیام تهدیدآمیز است که بارها برای کارآگاه پیپ فیتز-آموبی شخصیت اصلی کتاب خوب مثل مردهها ارسال میشود. هالی جکسون در این رمان که رکورد فروش نیویورکتایمز را از آن خود کرده، ماجرای دو رمان قبلی خود (راهنمای کشف قتل از یک دختر خوب و دختر خوب، خون بد) را به شکل هیجانانگیزی ادامه داده است؛ با این تفاوت که این بار پیپ تنهاست و برای اینکه خودش قربانی بعدی پرونده نباشد، باید نقشهای اساسی طراحی کند.
دربارهی کتاب خوب مثل مردهها
رمان خوب مثل مردهها نوشتهی هالی جکسون نخستین بار در سال 2021 به انتشار رسید و توجه مخاطبان و منتقدان زیادی را به خود جلب کرد. طرفداران قلم هالی که بعد از رمان «راهنمای کشف قتل از یک دختر خوب» و کتاب «دختر خوب، خون بد» بیصبرانه در انتظار ادامهی ماجرا بودند، این بار با کتاب خوب مثل مردهها (As Good as Dead) شگفتزده خواهند شد.
پیپ، شخصیت اصلی داستان، مدتیست که برای مقابله با اختلالات اضطرابیاش قرص زاناکس مصرف میکند اما در همین زمان، موضوعی دیگر او را آشفته میسازد. اگرچه پیپ به دریافت پیامهای تهدیدآمیز عادت کرده اما یک پیام به شکل عجیبی برای او ارسال میشود: فردی هر بار با یک جمله تکراری او را تهدید میکند.
در این میان، یک فرد ناشناس کبوترهایی مرده را در حیاط خانه او میگذارد و نقاشیهای رازآلودی را با گچ جلوی در خانهی او میکشد. پیپ این موضوع را با کارآگاه هاکینز در میان میگذارد اما او به چنین شواهدی اعتنا نمیکند. تا اینکه پیپ خودش وارد این ماجرا میشود و نتیجه جستجوهایش به یک قاتل سریالی میرسد. با وجود اینکه این قاتل سریالی دستگیر شده است اما همچنان یک نگرانی وجود دارد که این فرد، همان مجرمی که پیپ را تهدید میکند، نباشد و پای شخص دیگری در میان باشد.
پیپ چارهای ندارد؛ یا باید مظنون را پیدا کند یا خودش قربانی بعدی باشد! در این راه پلیس هم کمکی به او نمیکند و حدس و گمانهزنیهای پیپ را رد میکند. به همین دلیل او خودش برای نجات جانش تلاش میکند. پیپ هرچه پیش میرود قطعههای این پازل بیشتر تکمیل میشود و در نهایت متوجه میشود که فرصت اندکی برای گریز از این ماجرا برایش باقی مانده است.
کتاب خوب مثل مردهها مناسب چه کسانی است؟
نوجوانان و بزرگسالانی که به رمانهای رازآلود و معمایی علاقه دارند، از این کتاب لذت خواهند برد.
در بخشی از کتاب خوب مثل مردهها میخوانیم
همهجا ساکت بود. فقط دور سرش وزوز میکرد؛ انگار همهچیز تا چند لحظۀ پیش زنده بود. ولی فکروخیال میکرد، مگر نه؟ خیلی واقعی به نظر میرسید. سنگینیاش را در دستهایش احساس میکرد. هنوز گرم بود و سرمای شب را دور میکرد. پرهای نرم و براقش را با انگشتهایش احساس میکرد.
به چشمهایش زل زد. البته اگر سر داشت، این کار را میکرد. آن زمان چنین فکر عجیبی به ذهنش نرسید؛ انگار همهچیز عادی بود. کبوتر مرده و کوچک را در دست گرفت و راه افتاد. آنقدر نرم بود که دلش نمیخواست رهایش کند، ولی مجبور بود. پرندۀ مرده را روی زمین آجری گذاشت. تکانش داد تا جای خالی سرش رو به پنجرۀ اتاقخواب خودش قرار بگیرد. انگار پرنده از شکاف بین پردهها جسم خوابآلود پیپ را روی تختش تماشا میکرد. هم اینجا بود هم آنجا.
ولی همان جا تمام نشد. پیپ باید کارهای بیشتری انجام میداد. وظیفۀ دیگری داشت. گچ در دستش بود. به اندازۀ تن کبوتر مرد، دوستداشتنی نبود. از کجا آمده بود؟ خبر نداشت، ولی میدانست باید با آن چه کار کند. برگشت. آخرین قدمهایش را به یاد آورد. بعد سه بار جلو رفت و خانۀ جدیدشان را پیدا کرد.
روی زمین سرد زانو زد. گچ را خُرد کرد. انگشتهایش قرمز و حساس شدند. گچ را روی خطوط آجری کشید. دو پا، یک بدن، دو دست، بدون سر. آنقدر ادامه داد تا پنج شکلک رقصان کنار هم قرار گرفت. انگار آدمکها آرامآرام به سمت پیپ خوابآلود میرفتند تا او را با خود ببرند.
همراهشان میرفت؟ نمیدانست. ولی کارش تمام شد و گچ با صدایی آرام روی زمین افتاد. رد خشک و زبرش روی انگشتهایش باقی ماند. بعد از دل رؤیا بیرون آمد. نگاهی به انگشتهایش انداخت تا فرق واقعیت و خیال را پیدا کند. قلبش تند میزد و کل وجوش را تنظیم میکرد. دیگر هیچوقت نمیخوابید.