
کتاب انجمن ارواح غمگین 1
نویسنده
لیز مدینگز
مترجم
نفیسه خسروجردی
ناشر
میلکان/چار
تعداد صفحات
256
نوع جلد
شومیز
قطع
رقعی
معرفی کتاب انجمن ارواح غمگین: روح همزبانتان را پیدا کنید
کتاب انجمن ارواح غمگین به قلم لیز مدینگز، داستان «اس جی»، روح مضطرب و تنهایی است که به یک مهمانی شلوغ رفته و حسابی از کردهی خود پشیمان شده. زمانی که او یک روح تنها و غمگین، درست همانند خودش را در مهمانی پیدا میکند، همهچیز به ناگهان تغییر مییابد. بد نیست اشاره کنیم کتاب نامبرده نامزد دریافت جایزهی گودریدز در بخش بهترین رمان گرافیکی و کمیک به سال 2001 بوده است.
دربارهی کتاب انجمن ارواح غمگین
«دقیقاً میدانم چه احساسی داری...».
همه چیز از همین پنج کلمهی ساده شروع شد. پنج کلمه که در یک جمله کنار هم نشستند، بر زبان «جوراب» جاری شدند و پس از آن بود که همه چیز تغییر پیدا کرد. ماجرا از این قرار بود؛ اس جی، روح دوستداشتنی کتاب حاضر که با اضطراب اجتماعی و وسواس فکری دستوپنجه نرم میکرد، به یک مهمانی دعوت شده بود. اس جی به محض آن که دعوت دوستش را پذیرفت، از کردهی خود پشیمان شد. با خود اندیشید که آخر او را چه به مهمانی رفتن! بهتر است در خانه بماند، زیر پتویش پناه بگیرد و از این طریق، همهی اضطرابها و ترسهایش را انکار کند. روح همیشهنگرانِ کتاب انجمن ارواح غمگین (The Sad Ghost Club) حسابی با چالش روبهرو شده بود. از طرفی، دلش نمیخواست تنها کسی باشد که به مهمانی نرفته است. از طرف دیگر، حتّی فکر رفتن به یک مهمانی شلوغ و پرجمعیت وجودش را پر از اضطراب میکرد. در نهایت، اس جی پس از کلنجار رفتنهای فراوان با خود، تصمیم گرفت به مهمانی برود.
در مهمانی، اوضاع دقیقاً به همان شیوهای پیش رفت که اس جی تصور میکرد. زمانی که وارد خانهی میزبان شد، مجموعهای از احساسات ناخوشایند به سویش هجوم آورد. احساساتی که از تعاملات اجتماعی با دیگران نشأت میگرفت. با این حال، اوضاع تا انتهای شب به همان منوال -و تا آن اندازه زجرآور- باقی نماند. زمانی که اس جی روح دیگری به نام جوراب را ملاقات کرد، همه چیز زیرورو شد. جوراب شباهت زیادی به سی جی داشت؛ او هم روح غمگینی بود که نمیتوانست با اطرافیانش ارتباط برقرار کند، در مکانهای شلوغ مضطرب میشد و تقریباً هیچ ایدهای نداشت که میخواهد در زندگی چه کاری انجام دهد. به همین دلیل زمانی که اس جی از حسش برای او گفت، جوراب «دقیقاً میدانست اس جی چه احساسی دارد»... زمانی که جوراب و اس جی یکدیگر را ملاقات کردند، متوجه شدند علایق مشترک بسیاری دارند؛ از عشق به حیوانات گرفته، تا نگران بودن برای آینده. به عبارت دیگر، اگرچه تا پیش از این احساس تنهایی آنها را آزار میداد، اما متوجه شدند که قدرت دوستی میتواند آن دو را از حس تنهایی و جداماندگی برهاند.
ماجرایی که پس از این آشنایی شکل گرفت، اتفاقی بس کمنظیر بود! اس جی و جوراب تصمیم گرفتند تا مهمانی را ترک کنند و یک انجمن مخفی به راه بیندازند؛ انجمنی که مخصوص روحهای تنها است. در واقع، شما نمیتوانید به باشگاه آنها بپیوندید، مگر آن که تنها، مضطرب و افسرده باشید. اگر احساس میکنید در دنیایی به این عظمت، در جهانی با هشت میلیارد آدم، به هیچ گروهی تعلق ندارید، انجمن ارواح غمگین برای خود خود شما نوشته شده است...
انجمن ارواح غمگین را لیز مدینگز (Lize Meddings)، نویسنده و تصویرگر برجستهی ادبیات کودک به رشتهی تحریر درآورده است. اگر فردی ساکت، خجالتی یا افسرده هستید و در تعاملات اجتماعی خود دچار مشکل میشوید، این اثرِ دلگرمکننده بدون شک از تنهایی شما میکاهد. تفاوتی ندارد به کدام ردهی سنی تعلق دارید؛ با مطالعهی کتاب پیش رو به انجمن روحهای غمگین خواهید پیوست و خود مشاهده خواهید کرد که در تجربهی احساساتتان تنها نیستید. لیز مدینگز در رمان سیاه و سفید و گرافیکیاش به درستی نشان میدهد که تنها دوستی است که میتواند ما را از دام احساسات بد برهاند. هر آنچه را که باید دربارهی کتاب انجمن ارواح غمگین بیان کردهایم. این شما و این اثری کمنظیر در باب دوستی، همدلی و احساسات انسانی...
کتاب انجمن ارواح غمگین مناسب چه کسانی است؟
لیز مدینگز کتاب انجمن ارواح غمگین را برای ردهی سنی نوجوان به رشتهی تحریر در آورده است. با این وجود، کتاب نامبرده رمانی است دلگرمکننده برای هر کسی که تابهحال احساس تنهایی داشته و یا با اضطراب دست و پنجه نرم کرده است.
در بخشی از کتاب انجمن ارواح غمگین میخوانیم
میخواستم برم، چون... خب نمیدونم چرا، اما زیاد هم مهم نیست... اما بعدش دیدم که اینجا تنهایی و خب فکر کردم...
فکر کردم «من هم توی همچین موقعیتی بودم!» و تنها بودن توی مهمونی سخته و خب، به خاطر همین اومدم پیشت.
آها، اِم... شرمنده! من داشتم به دوستم پیام میدادم. گفت مسیر رو گم کرده، اما فکر میکنم میخواد مهمونی رو بپیچونه. و خب... سلام؟
آها! که اینطور... سلام! خب...
پس دوستت پیچوند!
خیلی حالگیریه. من هم اینجا تنهام، ولی...
خب... این حرفها زیاد مهم نیست. حالت چطوره؟