

کتاب وضع بشر
نویسنده
هانا آرنت
مترجم
مسعود علیا
ناشر
ققنوس
تعداد صفحات
488
نوع جلد
گالینگور
قطع
رقعی
معرفی کتاب وضع بشر
کتاب وضع بشر یکی از شناختهشدهترین و اثرگذارترین آثار هانا آرنت، فیلسوف آمریکایی - آلمانی قرن بیستم است که در زمان انتشارش نامزد جایزهی ملی کتاب آمریکا شده بود. آرنت در این کتاب، وضع تمدن و زندگی بشر امروزی را ذیل سه عنوان و وظیفهی اصلیاش، یعنی کار، زحمت و عمل مورد تحلیل و بررسی قرار میدهد.
دربارهی کتاب وضع بشر
هانا آرنت، در دههی هفتاد میلادی و در شرح هدفش از نگارش اثر «انسانها در عصر ظلمت» نوشت: «حتی در تاریکترین زمانها هم ما حق این را داریم که در انتظار کمی روشنایی باشیم.» امروزه، و با وجود شرایط و اوضاع دردناک جهان، کتابهای هانا آرنت هر روز مخاطبان و خوانندگان بیشتری را به سمت خود جذب میکنند. شاید به این امید که نور راه ما در این مسیر تاریک پیش رو باشند.
میتوان گفت کتاب وضع بشر (The Human Condition) امروزه، بیش از هر زمان دیگر، از جمله زمان انتشارش در سال 1958 قابل درک و مورد استفاده است. با اینکه هانا آرنت (Hannah Arendt) با لقب فیلسوف کاملاً مخالف بود و هرگز این عنوان را نپذیرفت، اما امروزه کتاب وضع بشر او بهعنوان یکی از مطرحترین آثار فلسفهی اخلاق و سیاست در سرتاسر جهان شناخته میشود. هانا آرنت خود را یک نظریهپرداز سیاسی میدانست و در این اثر نیز بر این موضوع تاکید دارد که نمیخواهد آرمانشهر و ایدهی خود از «چیزی که باید باشد» را ارائه بدهد، بلکه قصد دارد به تحلیل وضع و شرایط زندگی بشر با تمرکز بر حیات سیاسی او بپردازد.
ایدهی مرکزی کتاب وضع بشر بر این مبنا شکل گرفته که فعالیت انسان را به سه مفهوم کلی کار، زحمت و عمل تقسیم میکند و سپس تحولات و جایگاه این نقشها را در زندگی بشر با مقایسه و تحلیل سیاسی و تاریخی آنها دنبال میکند. مارگارت کنوون در مقدمهی خود بر کتاب وضع بشر اعتراف میکند که خود آرنت هرگز از نظر سیاسی بیطرف نبود. او از مبارزان صف اول بیعدالتی و ظلم، و دلبستهی دموکراسی مشارکتی بود اما در آثار خود هرگز تلاش نکرد در زمینهی سیاست، پیشنهادی به مخاطب خود بدهد. او خطا و اشتباه تمام فیلسوفان سیاسی پیش از خود را ناشی از انکار این حقیقت اساسی میدانست که سیاست، نتیجهی تعامل و همکاری انسانهای متکثر برای پایهگذاری وضع موجود است. به همین دلیل او در کتاب وضع بشر تلاش نمیکند علاج همهگیری برای درد مشترک بشر فراهم کند بلکه تنها تلاش میکند با کمک به فهم بهتر وضع موجود، در درک شرایط مخاطب خود، او را همراهی کند.
هانا آرنت، یهودی آلمانیتباری بود که در زمان حکومت نازی در آلمان میزیست و در دههی چهل میلادی همراه با خیل بزرگ یهودیان وحشتزده از آلمان فرار کرد. مواجههی او با چنین خشونت وحشتناکی، مسائلی مانند عدالت، آزادی، برابری و سیاست را به محور اصلی تفکرات و منبع الهام او در نگارش اکثر آثارش بدل ساخت. آرنت در طرح بسیاری از ایدههای خود بهطرز شگفتانگیزی از متفکران و ایدهپردازان زمانهاش پیشروتر بود. بهعنوان مثال آرنت یکی از اولین متفکرانی بود که در یکی از اولین مقالات خود تحت عنوان «ما پناهندگان»، به هشدار دربارهی خطر تعداد روزافزون افراد جنگزده و مهاجران بینام پرداخت. او در این اثر، با تصویر کردن تجربهی دردناک یک انسان از فقدان خانه، زبان و دلمشغولیهایش آغاز کرده و بحث را با مطرح کردن خطر گسترش این پدیده برای دولتها و ملتها در سطح بزرگتر بهپایان میبرد.
با وجود تمام اینها هانا آرنت هرگز یک پیامآور نابودی و ناامیدی نبود. هدف نهایی آرنت در پس تمام ایدهها و تحلیلهایش از وضع حیات سیاسی، تبیین نقش اختیار و آزادی عمل انسان در این جهان است. او در کتاب وضع بشر نیز به تاکید بر این موضوع میپردازد که انسانها بهدلیل قابلیت اراده و تجدید نسل، همواره این امکان را در اختیار دارند که از نو آغاز کنند. عمیقترین ایدهی نهفته در آثار آرنت در نهایت به نیاز بشر برای مسئولیتپذیری بیشتر در زمینهی حیات سیاسی خود بازمیگردد. او همچنین دربارهی تسلیم شدن در مقابل پوچگرایی، استیصال و یا بیاعتنایی نیز اخطار داده و مخاطب را به رویارویی با سیاهی زمانهی خود و در نظر داشتن افق نور امید دعوت میکند.
جوایز و افتخارات کتاب وضع بشر
- برندهی جایزهی APSA Benjamin E. Lippincott در سال 1975؛
- نامزد جایزهی ملی کتاب آمریکا در ردهی کتابهای غیر داستانی در سال 1959.
نکوداشتهای کتاب وضع بشر
- به سختی میتوان متفکر دیگری از قرن بیستم را نام برد که بیشتر از هانا آرنت برای حل مشکلات قرن بیست و یکم مورد ارجاع قرار گرفته باشد. (نیویورکر)
- مهمترین اثر فلسفی آرنت. (نیو ریپابلیک)
- اثری فوقالعاده برآمده از ذهن و تخیل. آرنت در کتاب وضع بشر حتی بیشتر از کتاب توتالیتاریسم نیز موفق به شکافتن صدف بستهی اذهان ما شده است. (گاردین)
- ترکیب قدرت ذهنی فوقالعاده و عقل سلیم بینظیر باعث میشود آرای آرنت در زمینهی تاریخ و سیاست هم واضح و هم شگفتانگیز بهنظر برسند. (نیویورکر)
کتاب وضع بشر برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی کتاب وضع بشر را به تمام دانشجویان فلسفه و جامعهشناسی و علاقهمندان علوم انسانی پیشنهاد میکنیم.
در بخشی از کتاب وضع بشر میخوانیم
هم دشوارى کتاب و هم جاذبه پایدار آن از این واقعیت ناشى مىشوند که آرنت در آنِ واحد چندین و چند کار مىکند. رشتههاى در هم تافته اندیشه در این اثر بیش از آن است که در خوانش نخست بتوان آنها را دنبال کرد، و حتى خوانشهاى مکرر هم ممکن است شگفتىهایى برانگیزند. اما آرنت بىگمان این یک کار را نمىکند که فلسفهاى سیاسى به معناى متعارف آن بنویسد: یعنى توصیههایى سیاسى مستظهر به استدلالهاى فلسفى به دست دهد. خوانندگانى که به این گونه [یا ژانر] خو گرفتهاند کوشیدهاند چیزى از این دست را در وضع بشر پیدا کنند و به این منظور معمولاً بر شرح آرنت در باره قابلیت آدمى براى عمل تأکید کردهاند. چون این کتاب با چاشنى نقد جامعه مدرن آمیخته است، وسوسه مىشویم که فرض کنیم آرنت مىخواسته آرمانشهرى از عمل سیاسى، نوعى آتن جدید، به ما ارائه کند. این کاریکاتور کاملاً هم بىاساس نیست. آرنت بىگمان دلبسته دموکراسى مشارکتى بود و ناظر پرشور فورانهاى فعالیت مدنى از تظاهراتهایى که در آمریکا علیه جنگ ویتنام برپا مىشد گرفته تا شکلگیرى «شوراها»ى شهروندان عادى در انقلاب ناپایدار مجارستان به سال 1956. بىشک یکى از مقاصد او این بود که به ما یادآورى کند که قابلیت عمل، حتى در وضعیتهاى دور از ذهن و نامحتمل، وجود دارد. اما آرنت مؤکدا انکار مىکرد که نقش او در مقام متفکرى سیاسى این است که طرحى کلى براى آینده پیشنهاد کند یا به کسى بگوید که چه باید کند. او با رد عنوان «فیلسوف سیاسى»، استدلال مىکرد که خطاى همه فیلسوفان سیاسى از افلاطون به این طرف غافل شدن از وضع و حال و شرط اساسى سیاست بوده است: اینکه سیاست در میان انسانهاى متکثر جریان دارد که هر کدام مىتوانند عمل کنند و جریان تازهاى به راه اندازند. نتایجى که از چنین تعاملى سر برمىآورند ممکن [و نه ضرورى] و پیشبینىناپذیرند، «امورى هستند مربوط به سیاست عملى، که تابع توافق جمعىْ کثیر است؛ هرگز امکان ندارد که محمل [آنها] ملاحظات نظرى یا عقیده یک شخص باشد» (ص 41).