


کتاب کتاب شوالیه و شاپرک
نویسنده
ریچل گیلیگ
مترجم
رفیع رفیعی صفایی
ناشر
کتاب مجازی
تعداد صفحات
400
نوع جلد
گالینگور
قطع
رقعی
معرفی کتاب شوالیه و شاپرک
وقتی آرزو داری دیگر هیچ رؤیایی نبینی... کتاب شوالیه و شاپرک اثر ریچل گیلیگ یک رمان فانتزی خواندنی است که خوانندگان خود را به دل فضایی گوتیک، تاریک و عاشقانه میبرد تا در میان پیشگوها و تعبیرکنندگان رؤیا به سفری ناممکن قدم بگذارد. این کتاب پرفروش نیویورک تایمز داستان دختر پیشگویی را بازگو میکند که برای کشف حقایق، ناگزیر از سفر با شوالیهای مرموز است.پ
دربارهی کتاب شوالیه و شاپرک
ریچل گیلیگ (Rachel Gillig) در رمان فانتزی شوالیه و شاپرک (The Knight and the Moth) زندگی سیبل دلینگ را در محوریت داستان قرار داده است، دختری یتیم که در کنار دختران دیگری شبیه خودش، در کلیسای آیسلینگ بهعنوان پیشگو خدمت میکند. در واقع آنها متعهد شدهاند که به مدت ده سال و در ازای سرپناه، پیشگویی کنند. در رؤیاهای سیبل شش موجود فرازمینی حضور دارند و به او این قدرت را میدهند تا بتواند وقایع هولناک را پیشبینی کند. برای همین است که از مردم عادی گرفته تا اشراف، راهیِ کلیسا میشوند تا آیندهی خود را از زبان این دختر بشنوند.
در این نُه سال، روال زندگی سیبل و سایر خواهران کلیسا به همین شکل گذشته است تا اینکه شوالیهای جذاب و مرموز به اسم رودریک، از راه میرسد که نهتنها گستاخ و یاغی است، بلکه رؤیا و پیشگویی در نظرش هیچ ارزشی ندارند. این در حالی است که همگی آرزو دارند هرچه زودتر دوران خدمتشان و رؤیابینی و پیشگویی به پایان برسد. اما این تنها اتفاق تازه و عجیب نیست! با اینکه تا پایان زمان خدمت سیبل و خواهرانش مدت زیادی نمانده، خواهران پیشگو یکی پس از دیگری ناپدید میشوند. سیبل باید برای کشف حقیقت و نجات جان خود، به دنیای ناشناخته و پرابهام خارج از صومعه قدم بگذارد، بنابراین چارهای ندارد که با زبان گزندهی رودریک کنار بیاید و با کمک خواستن از او رهسپار سفری ناشناخته شود.
روایت عاشقانهی شوالیه و شاپرک در میان جادو و راز
در رمان فانتزی تاریک شوالیه و شاپرک ، ریچل گیلیگ با شکل دادن فضایی گوتیک و بهرهگیری از موجودات و نیروهای ماورائی جهانی منحصربهفرد خلق میکند که افزونبر القای هیجان و حس تعلیق، مخاطب را به تأمل دربارهی مفاهیم روانشناختی و فلسفی دعوت میکند. او همچنین با رقم زدن روایتی عاشقانه، فضای سیاه داستان را تا حد بسیاری تلطیف میکند و با تلفیق جادو و عشق، خواننده را به قلب ماجراجویی جذابی میبرد که میتواند به تجربهای سرشار از شگفتی برای مخاطب تبدیل شود. ریچل گیلیگ در این رمان با نثری شاعرانه و فاخر طی روایتهای موازی، رؤیا را به واقعیت پیوند میدهد و با زبانی استعاری به مفاهیم بنیادی زندگی بشر میپردازد.
کتاب شوالیه و شب پره برای شما مناسب است اگر
- به خواندن داستان و رمان فانتزی عاشقانه علاقه دارید.
- از خواندن رمانی مملو از جادو و رویدادهای ماورائی و اسطورهای لذت میبرید.
- میخواهید در عین خواندن یک رمان علمی و تخیلی و گوتیک، در مورد زیرلایههای روانشناختی و فلسفی داستان نیز به تأمل بپردازید.
در بخشی از کتاب شوالیه و شاپرک میخوانیم
موسیقی ادامه داشت، اما کمکم تعداد کمتر شد تا آنکه فقط ما پیشگوها باقی ماندیم. متوجه شدم که اطراف آتش فقط شوالیهها و نوازندگان ایستادهاند، انگار که این محفل خصوصیِ خودمان باشد. ما پیشگوها به هم تنیده شدیم، دست در دست. یک، در حالی که با من میچرخید، گفت: «این از هر رویایی بهتره.» دستهایش را چنان محکم گرفته بودم که حس میکردم یکی شدهایم. تازه وقتی که نوازندگان برای استراحت توقف کردند، فهمیدم چقدر دیر شده، ماه تا چه حد بالا رفته بود.
تعداد بیشتری از شوالیهها به میدان آمده بودند. جمعی خندان و خوشحال، دور میزهای چوبی لق و بینظم کنار آتش نشسته بودند. ماد آنجا بود و همینطور هاملین، با کبودی براق و تازهای روی آروارهاش که قطعاً قبل از آن وجود نداشت. روری هم آنجا بود. با شوالیهها حرف میزد، لبخند میزد، لبخندی بدون تحقیر. ضربان قلبم لغزید.
آهنگ تازهای آغاز شد. شاید از خوشحالی بود یا حرکت یا حس خلوت بودن شب در میان آن میدان بزرگ، یکییکی، پیشگوها شنلهایشان را از تن درآوردند. وقتی شنل خودم را انداختم، انگار باری از دوش برداشته باشم، پوستی که انداختهام. پارچهی نازک در باد تاب خورد. وقتی لباسهای سفید و سبکمان در هم پیچید، صدای حیرتزده چند شوالیه بلند شد. بعد، دستی در دستم بود. گونههایش سرخ بود، چشمانش آبی کبود، لبخندش کج و دلنشین.