
کتاب ارباب و بنده
نویسنده
لئو تولستوی
مترجم
سروش حبیبی
ناشر
چشمه
تعداد صفحات
87
نوع جلد
شومیز
قطع
رقعی
معرفی کتاب ارباب و بنده
کتاب ارباب و بنده نوشتهی لئو تولستوی، درباره مردی تاجر به نام واسیلی است که همراه با نوکر خود نیکیتا، راهی سفری برای خرید زمین جنگلی میشوند. اما در میانه راه برف و بوران شدیدی به پا میشود که زندگی هر دوی آنها را به شدت تهدید میکند و ارباب بدون توجه به رعیت خود، تنها به فکر خرید زمین و زنده ماندن خودش است.
درباره کتاب ارباب و بنده:
داستانی درباره گذر از زندگی به سوی مرگ که به خوبی در کتاب صوتی ارباب و بنده (Master and Man) مشهود است و میتوان تقابلی از مفاهیم متضادی همچون فقر و ثروت، اخلاق و بیاخلاقی و قدرت و ضعف را در آن دید. این داستان بلند در ژانری واقعگرا در سال 1895 میلادی نوشته شد و تولستوی سعی کرد با استفاده از باورهای اخلاقی خود، داستانی خلق کند که تضادهای اجتماعی و فکری دو طبقه اقتصادی در جامعه روسیه را به خوبی نشان دهد. او در نهایت پیام داستان خود را این میداند که لذت واقعی زندگی، جلب رضایت و خشنودی دیگران است.
داستان ارباب و بنده که به ارباب و نوکر نیز ترجمه شده، درباره مردی ثروتمند به نام واسیلی آندرهایچ است که یکی از دهقانان و رعیتهای خود به نام نیکیتا را برای سفری کوتاه با خود همراه میکند و زن و فرزند خود را در شب عید نیکلای مقدس رها میکند. او میخواهد زمین جنگلی جدیدی بخرد و برای به دست آوردن آن و پیروزی بر رقیبانش طمع زیادی دارد.
در جاده کولاکی بزرگ به راه میافتد که باعث میشود آنها به شدت احساس سرما کنند و به خاطر برف زیاد در میانه راه گم شوند. آنها آنقدر به دور خود میچرخند که اسبشان نیز خسته میشود اما ارباب به نیکیتا که لباس گرم مناسبی هم ندارد، هیچ توجهی ندارد و تنها به خواسته خود فکر میکند.
در میانه سفر اتفاقات مختلفی پیش میآید که نویسنده رابطه بین این دو نفر را با توجه به طبقه اجتماعی و اقتصادیشان به خوبی به تصویر میکشد. سرانجام واسیلی تصمیم میگیرد در میانه برف و بوران، نیکیتا را در حال یخ زدن و مرگ رها کند و به تنهایی سوار اسب شود. ارباب پس از مدتی متوجه میشود که باز هم گم شده و چارهای ندارد که دوباره به پیش نیکیتا بازگردد. این بازگشت باعث اتفاقات خاص و عجیبی برای ارباب و بنده میشود.
از این داستان برای فیلمی انگلیسی به نام (Boxing Day) در سال 2012 اقتباس شده است.
لئو تولستوی را بیشتر بشناسیم:
لییف نیکالایویچ تولستوی معروف به لئو تولستوی (Leo Tolstoy) فعال اجتماعی و نویسنده مشهور روسی و خالق رمانهای رئالیستی جنگ و صلح و آناکارنیناست که از او به عنوان یکی از برترین داستاننویسان جهان یاد میکنند.
او از سال 1902 تا 1906 هر ساله نامزد جایزه نوبل و در سالهای 1901، 1902 و 1909 میلادی نامزد جایزه صلح نوبل شد که نتوانست هیچکدام از آنها را دریافت کند که باعث تعجب بسیاری از افراد شده و بحثهای مختلفی پیرامون آن شکل گرفته است.
تولستوی شخصیتی متناقض و پیچیده داشت و پس از دهه 1870، دیدگاههای شدید اخلاقی و زاهدانهای پیدا کرد که در آثار او نیز به خوبی مشهود است و به همین خاطر از او به عنوان متفکر اخلاق و اصلاح کننده اجتماعی یاد میکنند. او با داشتن عقایدی همچون مقاومت بدون خشونت که برگرفته از برخی تعالیم اخلاقی عیسی مسیح بود، توانست تاثیر عمیقی بر شخصیتهای قرن بیستم همچون مهاتما گاندی بگذارد.
لییف نیکالایویچ در نهم سپتامبر 1828 در استان تولا روسیه به عنوان کوچکترین فرزند خانواده متولد شد. اما دو سال بعد مادرش را از دست داد و پسر عموی پدرش سرپرستی تولستوی و برادرانش را برعهده گرفت و هفت سال پس از آن نیز پدرشان درگذشت و آنها مجبور شدند که پیش عمهشان بروند. زندگی کودکی این نویسنده پرتلاطم و سخت بوده و همین خاطرات دست مایه نوشتن بسیاری از آثارش شدهاند.
او در سال 1843 در دانشگاه کازان شروع به خواندن رشته زبانهای شرقی کرد و پس از آن نیز به رشته حقوق تغییر رشته داد. اما سرانجام پس از کش و قوسهای فراوان به روستای پدری خود بازگشت و مدتی در آنجا همراه با مزرعهداران و رعیتها کشاورزی کرد. او در دوران جوانی خود همراه با برادرش به ارتش پیوست و در جنگ کریمه (1854 تا 1855) به عنوان سرباز جنگید.
تولستوی در ارتش، دست از نوشتن برنمیداشت و نویسندگی را به صورت حرفهای ادامه داد. اتفاقات نادر و عجیبی که در جبهههای جنگ اتفاق میافتاد، سوژههای نابی در اختیارش میگذاشت و در همان شرایط بود که مجموعه حکایتهای سواستوپل را نوشت که شامل سه داستان کوتاه درباره چهره خشن و زشت جنگ بود. او سرانجام ارتش را ترک کرد و به اروپا رفت.
در دورانی که لئو تولستوی به شهرت رسیده بود، کلیسای ارتدوکس و تزارهای روسیه با آثار و عقاید او به شدت مشکل داشتند و حتی برخی از کتابهایش را توقیف کردند. سرانجام پس از چاپ کتاب رستاخیز، کلیسا حکم ارتداد این نویسنده را داد. در نهایت تولستوی در سال 1910 درگذشت و بدون مراسم خاصی و بامحدویتهای پلیس به خاک سپرده شد.
این نویسنده و فعال سیاسی و اجتماعی زندگی پرتلاطمی را از سر گذرانده و به خاطر تحولات روحی و عقایدی که در میانسالی برایش رخ داد، به زندگی رعیتها و دهقانان اهمیت فراوانی میداد و حتی سازمانی تشکیل داد تا از روستاییان و محصولاتشان حمایت کند. از دیگر فعالیتهای اجتماعی او، پشتیبانی از زندانیان سیاسی، دینی و سربازان فراری بود.