





کتاب سرگذشت پینوکیو "همیشه کلاسیک"
نویسنده
کارلو کلودی
مترجم
احسان کرم ویسی
ناشر
پرتقال
تعداد صفحات
224
نوعت جلد
گالینگور
قطع
رقعی
معرفی کتاب سرگذشت پینوکیو
کتاب سرگذشت پینوکیو، شاهکار کلاسیک کارلو کلودی، ماجراجویی عروسکی چوبی است که دوست دارد انسان شود! کلودی در قالب داستانی کودکانه، درسهایی آموزنده دربارهی صداقت، مسئولیت و آگاهی به همگان میدهد. زبان طنزآمیز نویسنده و ماجراجوییهای پرهیجان پینوکیو، فرار کردنش از خانه یا بلعیده شدن توسط یک ماهی غولپیکر، این قصهی کلاسیک را به اثری خواندنی برای تمام سنین تبدیل کرده است.
دربارهی کتاب سرگذشت پینوکیو
کتاب سرگذشت پینوکیو (Le avventure di Pinocchio) از نویسندهی ایتالیایی کارلو کلودی (Carlo Collodi) یکی از مشهورترین داستانهای کودکان جهان است که در سال 1883 نوشته شده است. داستان پینوکیو از جایی آغاز میشود که نجاری فقیر به اسم ژپتو، تصمیم به ساختن عروسکی چوبی میگیرد و نامش را پینوکیو میگذارد.
این عروسک چوبی پرشیطنت، از همان ابتدای داستان برای ژپتو و خودش دردسرهای زیادی درست میکند و دلش میخواهد به یک پسر واقعی تبدیل شود. ماجراجوییهای پینوکیو پس از فرار از خانه، به او درسهای زیادی میدهد؛ ارتباطش با روباه و گربه و افتادن در دامهای خطرناک مانند شهربازیای که بچهها را به الاغ تبدیل میکند باعث میشوند که پینوکیو دیگر آن عروسک شیطان و دروغگویی که در ابتدای داستان بود، نباشد.
درسهای اخلاقی در دنیای فانتزی: طنز کلودی برای کودکان و بزرگسالان
نویسندهی داستان سرگذشت پینوکیو (The Adventures of Pinocchio) فقط یک ماجراجویی فانتزی را به تصویر نکشیده، بلکه این داستان کودکانه را میتوان آینهای از جامعهی ایتالیای دوران کارلو کلودی دانست. جایی که فقر، آموزش و اخلاقیات نقش مهمی دارند و پینوکیو در این میان نماد کودکانی است که در برابر وسوسههای زندگی مقاومت کرده و از اشتباههایشان درس میگیرند.
سبک نوشتاری منحصربهفرد و بازیگوشانهی کارلو کلودی در ترکیب با طنز سیاه و عناصر فانتزی داستانی استثنائی خلق کرده است. رمان سرگذشت پینوکیو با زبان ساده و روانش، بچهها و نوجوانان زیادی را به خودش جلب کرده اما در پس این زبان کودکانه، مفاهیم عمیقتری نیز برای بزرگسالها دارد. زبان نمادین و طنازانهی کلودی در زمانهایی که پینوکیو با روباه و گربهی کلاهبردار روبهرو یا هنگام دروغگویی دماغش دراز میشود، عواقب اخلاقی را برجسته کرده و یادآور داستانهای فولکلور قدیمی است.
از جنبههای برجستهی کتاب سرگذشت پینوکیو، ارزش آموزشی عمیق آن است که توانسته از دل داستانی کودکانه، درسهایی اخلاقی و اجتماعی را به مخاطبانش بیاموزد. کارلو کلودی نشان میدهد که اشتباهات بخشی از رشد هستند و اصلاح کردن آنهاست که تحول ایجاد میکند. او بدون آنکه به شکل مستقیم به موعظه کردن بپردازد، از خلال داستانی سرگرمکننده و فانتزی، پیامهای عمیقش را به خوانندگان منتقل میکند.
ترجمهی احسان کرمویسی توانسته ریتم زندهی کلودی را به خوبی منتقل کند. کتاب سرگذشت پینوکیو را میتوانید در مجموعهی همیشه کلاسیک انتشارات پرتقال بخوانید.
اقتباسهای سینمایی و فرهنگی از کتاب سرگذشت پینوکیو
داستان پینوکیو یکی از آثار کلاسیک است که تا به امروز اقتباسهای زیادی از آن صورت گرفته؛ انیمیشن، لایو اکشن، فیلم سینمایی و سریال و حتی بازی کامپیوتری، نمونهای از تنوع اقتباسهای این اثر هستند. اما چند اقتباس در طول تاریخ اهمیت ویژهای داشتهاند:
- اقتباس سال 1940 کمپانی والت دیزنی، داستان سرگذشت پینوکیو را به جهان معرفی کرد و یکی از شاهکارهای ماندگار این کمپانی محسوب میشود.
- در سال 1972 یک مینی سریال تلویزیونی ایتالیایی به دست لوئیجی کومنچینی ساخته شده که یکی از محبوبترین اقتباسها در ایتالیا و اروپا محسوب میشود. در این اثر طنز ملایم و وفاداری به متن کتاب دیده میشود.
- در سال 2002 روبرتو بنینی اقتباسی از پینوکیو را با کارگردانی و نویسندگی خودش تولید کرد اما بازی کردن او در نقش پینوکیو، چندان مورد اقبال جهانی قرار نگرفت.
- یکی از وفادارترین اقتباسهای سینمایی از رمان کارلو کلودی، متعلق به ماتئو گارونه در سال 2019 است. بازی روبرتو بنینی در نقش ژپتو و جلوههای بصریاش، این اثر را در میان منتقدانی که به وفاداری اهمیت میدهند، مورد احترام کرده است.
- پینوکیوی گیرمو دل تورو (Guillermo del Toro’s Pinocchio)، ساخته شده در سال 2022 مهمترین اقتباس مدرن در قرن 21 محسوب میشود و جایزهی اسکار بهترین انیمیشن را کسب کرده است.
کتاب سرگذشت پینوکیو برای شما مناسب است اگر
- میخواهید برای کودک 8 تا 12 سالهی ماجراجویتان، یک داستان آموزنده و در عین حال هیجانانگیز تعریف کنید.
- نوجوانی هستید که در حال کشف کردن هویت و مسئولیت خود در زندگی است.
- طنز تلخ، نقد اجتماعی و لایههای فلسفی در یک داستان کودکانه نظرتان را به خود جلب میکند.
- پینوکیوی نسخهی دیزنی را دیدهاید و میخواهید نسخهی مکتوب داستان را بخوانید.
در بخشی از کتاب سرگذشت پینوکیو میخوانیم
اولش صد جور فکروخیال توی کلهاش بود. ولی وقتی دید پینوکیو کف زمین نشسته و واقعاً پا ندارد، آنوقت دلش برایش سوخت، بغلش کرد و صد بار ماچش کرد و هزار جور نازش را کشید و هی بهش محبت کرد. با اشکهای درشتی که از گونهاش سرازیر شده بود، هقهقکنان به پینوکیو گفت: «پینوکیوی عزیزم، کوچولوی من! آخه چهجوری شد که پاهات سوختن؟»
«نمیدونم، بابا، ولی باور کن، شب وحشتناکی بود، تا عمر دارم دیشب رو فراموش نمیکنم. رعدوبرق میزد، من خیلی گرسنهم بود، بعدش جیرجیرک سخنگو بهم گفت: ‘حقته، رفتارت زشت بود و لایق همین وضعی. ’ من بهش گفتم: ‘حواست به حرف زدنت باشه، جیرجیرک! ’ اون بهم گفت: ‘تو یه عروسکی و چوب تو کلهته. ’ من هم چکش چوبی رو پرت کردم طرفش، جیرجیرک مُرد، ولی تقصیر خودش بود، چون من که نمیخواستم بکُشمش، دلیلش هم اینه که من ماهیتابه رو گذاشتم روی منقل زغال، ولی یهو سروکلهی جوجه پیدا شد و گفت: ‘به امید دیدار، سلام ویژه به خانواده برسون! ’ و من هِی گرسنهتر میشدم، واسه همین هم اون پیرمرد قدکوتاه که شبکلاه سرش کرده بود، از پنجرهشون بیرون اومد و بهم گفت: ‘بیا اون زیر وایستا، کلاهت هم بیار جلو. ’ بعدش یه تشت آب ریخت روی سرم. چرا؟ چون فقط یه تیکه نون ازش خواسته بودم. آخه مگه کار زشتی کرده بودم؟ صاف برگشتم خونه، چون هنوز خیلی گرسنهم بود پاهام رو گذاشتم توی منقل تا خودم رو خشک کنم، بعدش تو برگشتی و دیدم پاهام سوختهان، هنوز هم خیلی گرسنهام، ولی دیگه پایی برام نمونده! اوهوهو! اوهوهو!»
پینوکیوی بیچاره چنان ناله و ضجهای راه انداخت که صدایش تا چند فرسخ آنطرفتر میرفت.
ژپتو از تمام حرفهای نامفهوم پینوکیو فقط یک چیز فهمیده بود، این که عروسک از شدت گرسنگی رو به موت است. پس از جیبش سهتا گلابی درآورد و آنها را به دست پینوکیو داد و گفت: «این سهتا گلابی واسه ناشتاییم بودن، ولی من میدمشون به تو. بخور، امیدوارم حالت رو خوب کنن.»