
در حال بارگزاری...
سلام! 🌸 سال نو مبارک! 🎉«همین حالا» بخر«فردا ارسال» میشه😲«موجودی استیکر و پوسترها محدوده» ⏳🚫 *کلیک کن تا تموم نشده* 🏃♂️💨

در حال بارگزاری...

نویسنده
فئودور داستایفسکی
مترجم
یلدا بیدختی نژاد
ناشر
چشمه
تعداد صفحات
95
نوع جلد
شومیز
قطع
پالتویی
کتاب نازنین: یک داستان خیالی، داستان بلندی است از نویسندهی شهیر روس، فئودور داستایوفسکی. در این اثر تکاندهنده شاهد سرگذشت دختری هستیم که علیرغم ظاهر شاد و پرنشاط خود، بنا به دلایل نامعلومی دست به خودکشی زده و اکنون، پس از مرگش، همسر او به بازخوانی و بازگویی رخدادهای زندگی وی میپردازد. داستان حاضر را میتوان از شاهکارهای تکرارنشدنی ادبیات روسیه دانست.
قرار گرفتن نام فئودور داستایوفسکی (Fyodor Dostoyevsky) در کنار نام هر کتابی کافی است تا بدانیم با شاهکاری ادبی روبهروییم و بیدرنگ باید مطالعهی آن را آغاز کنیم. کتاب نازنین: یک داستان خیالی نیز از ایندست آثار است که میتوانید بدون هیچ تردیدی، به سراغ آن بروید و مطمئن باشید پس از پایان کتاب هم از جریان داستان شگفتزده خواهید شد و هم از قدرت قلم نویسندهاش!
«یادداشتهای نویسنده» عنوان نشریهای بود که داستایوفسکی خود انتشار آن را به عهده داشت و تلاش میکرد تا در آن از مسائل اجتماعی روز بنویسد و موضوعاتی را که به نظر میرسید ارزش بررسی دارند، با مخاطبانش در میان بگذارد. جالب است بدانید که ایدهی کتاب حاضر نیز از دل همین نشریه بیرون آمد و بعدها به کتابی مستقل بدل شد. در یکی از شمارههای همین نشریه، داستایوفسکی از ماجرای دو خودکشی پرده برمیدارد. یکی از این دو خودکشی مربوط به دختری بود که با شمایلی در دستش، خودش را از پنجره به بیرون پرتاب کرد. پس از این یادداشت بود که فئودور داستایوفسکی تصمیم گرفت با قلم جادویی خود به واکاوی شخصیتها و روحیاتشان بپردازد و اثری را بیافریند که نازنین: یک داستان خیالی نام گرفت.
روایت این رمانک به شیوهی سیال ذهن است و برخی از ویژگیهای آن سبب شده با سایر آثار داستایوفسکی تفاوتی اساسی داشته باشد. اولاً اینکه کتاب با مقدمه و توضیحاتی از نویسنده آغاز میشود. طرفداران کتابهای داستایوفسکی میدانند این نویسنده هرگز از مقدمهچینی در آثار خود استفاده نمیکرده و از این جهت، کاری بدیع را در اثر حاضر به انجام رسانده. از طرف دیگر نویسنده برای شخصیتهای اصلی داستانش اسمی انتخاب نکرده. شاید به این طریق سعی داشته آنها را نمادی برای صدها و شاید هزاران انسانی بداند که به مشکلات مشابه آنها گرفتارند. قهرمان اصلی داستان دختری است که تنها شانزده سال دارد اما برخلاف سن کمش، شخصیتی تودرتو و پیچیده را از خود نشان میدهد. شجاعت، صداقت و سادگی در وجودش موج میزند اما درعینحال آنقدر مرموز و تودار است که نه همسرش و نه مخاطبان از لایههای درونی شخصیتش باخبر نخواهند شد. کتاب با صحنههایی از مرگ دختر و تکگوییهای راوی (همسر دختر) آغاز میشود و با خاطراتی که او از آشنایی با دختر داشته، ادامه پیدا میکند. برای اینکه پی به کنه وقایع و علت خودکشی این دختر ببرید، باید تا انتها با کتاب نازنین: یک داستان خیالی همراه باشید.
شیفتهی رمانهای پیچیده و چندلایه هستید؟ داستانهای روانشناختی و نگاه تیزبین داستایوفسکی را در بازنمایی حالات روانی شخصیتها ستایش میکنید؟ خب، پیشنهاد دیگری نداریم جز اینکه بیوقفه مطالعهی این داستان تحسینشده را آغاز کنید. یلدا بیدختینژاد ترجمهی روان آن را به انجام رسانده و نشر چشمه نیز چاپ و انتشار آن را عهدهدار شده است.
«برج بابل» عنوان مجموعه کتابهایی است که نشر چشمه با هدف معرفی ادبیات ملل مختلف در زمینهی داستان بلند، رمانک یا نوولا گردآورده. آثار این مجموعه هر یک در دستههای گوناگونی قرار میگیرند. به عبارت دیگر، آثاری که به یک اقلیم و منطقهی جغرافیایی خاصی تعلق دارند در یک دستهی مشترک جای داده شدهاند. بهطور مثال، «هزاردستان» شامل نوولاهایی است که به قلم نویسندگان ایرانی به نگارش درآمدهاند.
کوتاهی کتابهای این مجموعه که امکان مطالعهی سریع آنها را فراهم آورده و گزینش سنجیدهی گردآورندگان آن در ترجمهی آثار ملل مختلف، از ویژگیهای شاخص آن محسوب میشوند.
علاقهمندان ادبیات روسیه و هواداران شاهکارهای ادبی داستایوفسکی، لازم است دستکم یک بار مطالعهی کتاب نازنین: یک داستان خیالی را تجربه کنند. خواندن این رمانک یا داستان بلند، شما را با یکی از برجستهترین چهرههای ادبیات قرن نوزدهم روسیه آشنا خواهد کرد.
فئودور داستایوفسکی، نویسندهی نامآشنای روس، در یازدهم نوامبر 1821 زاده شد و در نهم فوریهی 1881 درگذشت. او را خالق ماندگارترین آثار ادبیات روسیه و جهان میدانند و سالهاست «ابله» و «جنایت و مکافات» عضور ثابت کتابخانهی علاقهمندان ادبیات کلاسیک بودهاند. او را از درخشانترین چهرههای ادبیات روسیه برمیشمرند که با درخشش خود رنگ دیگری به ادبیات قرن نوزدهم روسیه داد و تأثیر انکارناپذیری بر نویسندگان پس از خود نهاد.
داستایوفسکی در آثار خود همواره از ابتذال اخلاقی و بیراههای میگوید که انسان عصر مدرن در پیش گرفته. کنکاش در تعارضات فکری شخصیتها و وارد کردن اندیشههای فلسفی به دنیای داستان از مشخصههای بارز کتابهای داستایوفسکی هستند. از شاهکارهای دیگر این نویسنده میتوان کتابهای «برادران کارامازوف» و «یادداشتهای زمینی» را نام برد.
میخواستم به خاطر رنجی که کشیدهام پیش رویم بایستد و زاری کند و واقعاً ارزشش را داشتم. همیشه مغرور بودهام و همیشه یا تمام یک چیز را میخواستم یا هیچ! دقیقاً به همین دلیل است که در مورد سعادت هم به نصفهنیمهاش راضی نبودم، کل سعادت را میخواستم، تمامش را. برای همین هم آن زمان مجبور شدم چنان رفتاری در پیش بگیرم، یعنی بگویم: خودت حدس بزن و قضاوت کن! قبول کنید که اگر خودم برایش توضیح میدادم و سرنخی به دستش میرساندم، بیتاب میشدم و تقاضای احترام میکردم، به این معنی بود که دارم محبتش را گدایی میکنم… با تمام اینها… راستی اصلاً چه دارم میگویم؟!.
مزخرف است، چرندیات، هذیان محض! رکوراست و بیرحمانه (بهخصوص تأکید دارم که کارم بیرحمانه بود) در دو کلمه برایش خلاصه کردم که بزرگواریِ جوانی خیلی جذاب و دلفریب است، اما به یک جو نمیارزد. حالا چرا نمیارزد؟ چون ارزان به دست آمده، برای به دست آوردنش تجربهای کسب نشده. اینطور بگویم که از مظاهر اولیهی زندگی است. بگذار سختی بکشی، آن وقت بزرگواریات را میبینم! بزرگواریای که حاصل تجربه نیست، ارزان است و حتی اگر جانت را در راهش قربانی کنی باز هم ارزشی ندارد چون فقط از سر جوشش جوانی و سرریز نیرو و انرژی است، از روی اشتیاق شدید به زیبایی! حالا بیایید عمل بزرگوارانهای را در نظر بگیرید که دشوار است، بیسروصدا و بیزرقوبرق، تعریفش به گوش کسی نمیرسد، با بهتان و تهمت همراه است، فداکاری زیاد میطلبد و ذرهای خوشنامی در پی ندارد و باعث میشود شما که در خوبی همتا ندارید در نظر دیگران پستترین بشر روی زمین جلوه کنید، آن هم در شرایطی که از همه شریفترید. حالا حاضرید چنین کاری را انجام بدهید؟! نه، معلوم است که حاضر نیستید! اما من در تمام طول زندگیام بار چنین کاری را به دوش کشیدهام و انجامش دادهام.