نویسنده
لورا نولین
مترجم
مینا حیدرزادگان
ناشر
مات
تعدادصفحات
336
نوع جلد
گالینگور
قطع
رقعی
معرفی کتاب اگر او با من بود
دو عاشق، دو خط موازی و قلبی که هنوز پس از مرگ میتپد. لورا نولین در کتاب اگر او با من بود، داستانی از عشقهای دیرینه، حال و هوای دوران بلوغ، احساسات و رازهای سرکوبشده را روایت میکند. این رمان نوجوان از آثار پرفروش نیویورک تایمز و یو اس ای تودی به حساب میآید.
دربارهی کتاب اگر او با من بود
از وقتی که معلم پاییز نام «نویسندهی مستقل» را رویش گذاشت، او دیگر خودش را بهعنوان آدمی متفاوت مدرسه پذیرفت. در سوی دیگر، فینی روز به روز خودش را بیشتر بهعنوان دانشآموزی برونگرا و محبوب در مدرسه ببه دیگران میشناساند. آنها دیگر شبیه هم نبودند؛ آن دو نفری که مادرهایشان آنها را در یک روز به دنیا آورده بودند و رد پایشان را در عمیقترین خاطرات کودکی همدیگر به جا گذاشته بودند.
کتاب اگر او با من بود (If He Had Been with Me) نوشتهی لورا نولین (Laura Nowlin) رمانی عاشقانه و در عین حال با تم اجتماعی برای نوجوانان است که داستان عشقهای نافرجام و شور عنان گسیختهی دوران نوجوانی را روایت میکند. مادرهای پاییز و فینی از روزگاری دور همدیگر را میشناختند و هر دو تقریبا در یک زمان مادر شدند. پدر پاییز به واسطهی ماموریتهایش خانه نبود و پدر فینی هم مردی متاهل و ثروتمند بود که به بهای بخشیدن یک خانه به مادر فینی، از زندگی آنها کنار رفته بود. مادرها که صمیمیترین دوستان هم بودند از همان روزهای اول تقریبا زندگی خود را با یکدیگر شریک میشدند و در این حین گویی بین فرزندانشان فینی و پاییز پیوندی ناگسستنی برقرار میگشت.
وقتی صمیمیترین روابط به سردی میگراید
اما اوضاع به همین منوال باقی نماند، دختر و پسر راهشان را در مدرسه از یکدیگر جدا کردند، پاییز خودش را در گروه آدمهای متفاوت پیدا کرد و فینی در بین محبوبهای کلاس جای گرفت و هر دو وارد روابطی شدند که با شرایطشان بیشتر سازگار بود. پاییز جیمی را که پسری رنگپریده و در عین حال خواستنی و مهربان بود پیدا کرد و فینی نیز با سیلوی، دختری محبوب و اجتماعی، دوستی جدیدی شکل داد. همه چیز به نظر منطقی میآمد اما گویی پیوند بین فینی و پاییز با چنین چیزهایی گسسته نمیشود!
داستانی که لورا نولین روایت کرده با وجود تمام فراز و نشیبهایی که دارد، کماکان حالت طبیعی و واقعگرایانهی خودش را حفظ میکند. او در رمان اگر او با من بود روایتگر تراژدیای در نوجوانی و جوانی است. زمانهایی که احساسات مانند باران تابستان ناگهان سیل به راه میاندازند و به سرعت قطع میشوند. در این داستان، لورا نولین تا حد امکان تلاش کرده محتوم بودن سرنوشت آدمها و دو روی متفاوت سکهی زندگی را به رخ خوانندهاش بکشد. این رمان عاشقانهی نوجوانان با ترجمهی فاطمه حامدی فر در نشر شبنا به چاپ رسیده است.
کتاب اگر او با من بود برای شما مناسب است اگر
- نوجوانی هستید که دوست دارید خودتان را در داستانی هیجانانگیز، عاشقانه و در عین حال تاحدودی عبرتآموز غرق کنید.
- نوجوان هستید و از رمانهای اجتماعی با محوریت دوستی، عشق و شکست استقبال میکنید.
-
در بخشی از کتاب اگر او با من بود میخوانیم
گاهی وقتها از عشق ناامید میشوم. فکر میکردم وقتی آدم عاشق میشود، این عشق همیشه جلویت ایستاده، توی صورتت زل زده و به تو یادآور میشود که عاشق آن فرد هستی. اما گویا همیشه هم اینطور نیست. گاهی وقتها میدانم که جِیمی را دوست دارم، اما حسش نمیکنم و برایم سؤال میشود یعنی با فرد دیگری بودن چه حسی دارد.
وقتهایی که باهم دعوا میکنیم و من از این میترسم مبادا مرا ترک کند، بیشتر دوستش دارم. بعد از دعوا، خیلی دلم میخواهد جفتش باشم و روز بعدش دنبال این هستم که هر لحظه دست او را در دست خودم نگه دارم. گاهی وقتها عشق او بیشتر از عشق من میشود و ازم میخواهد توجه نثارش کنم؛ اما در آن زمانها آرزو میکنم کاش مرا تنها میگذاشت تا بتوانم کتاب خواندنم را از سر بگیرم یا دربارهی خانم آدامز با آنجی صحبت کنم. گاهیوقتها هر دونفرمان خیلی دیگری را دوست داریم و شبها قطع کردن تلفن برایمان سخت میشود؛ در این مواقع آرزو میکنم کاش همیشه بتوانیم همینگونه بمانیم.
خانم آدامز میگوید: «بچهها، منم یه روزی جوون بودم. میدونم که شما الان برای داشتن صمیمیت جسمی، تحتفشار هستید. نهتنها از طرف شریکتون، بلکه از طرف دوستها، رسانهها و حتی از طرف بدن خودتون. ممکنه براتون سخت باشه؛ اما خواهش میکنم، خواهش میکنم مراقب باشید. من میدونم که شما فکر میکنید اطرافیانتون به بیماریهای مقاربتی مبتلا نیستن، اما با این نوع نگرشه که این بیماریها پخش میشن. یادمه بعداز اینکه چند تا از همتیمیهام فهمیدن به بیماری مقاربتی دچار شدن، مجبور شدم توی لحظات سخت کنارشون باشم. یکی از دخترها مبتلا به تبخال شده بود؛ و همونطور که توی درسمون یاد گرفتیم، تبخال چیزی نیست که از بین بره. حالا تصور کنید که تا ابد بهش مبتلا باشید.»

