

بینوایان (کلکسیون کلاسیک13و14)،(2جلدی)
نویسنده
ویکتور هوگو
مترجم
محسن سلیمانی
ناشر
افق
تعداد صفحات
576
نوع جلد
شومیز
قطع
رقعی
تعداد جلد
2 جلدی
معرفی کتاب بینوایان - جلد اول: ژان والژان: متن کوتاه شده
کتاب بینوایان - جلد اول: ژان والژان متن کوتاهشدهی داستان کمنظیر ویکتور هوگو و یکی از بزرگترین رمانهای قرن نوزدهم است. روایت پرفراز و نشیب زندگی ژان والژان، محکوم سابقی که بعد از نوزده سال از زندان آزاد میشود و سعی دارد زندگی جدید و شرافتمندانهای را آغاز کند. کتاب حاضر جزو محبوبترین آثار داستانی تاریخ است، به زبانهای زیادی ترجمه شده و منبع اقتباسهای فراوانی قرار گرفته است.
دربارهی کتاب بینوایان - جلد اول: ژان والژان
ژان والژان مجبور شده بود برای سیر کردن خواهر گرسنه و بچههایش نان بدزدد. او برای دزدی و تلاش برای فرار از زندان به 19 سال حبس محکوم شد. داستان از جایی آغاز میشود که او از زندان آزاد شده و فقیر و گرسنه به کلیسایی پناه میبرد. اسقف میرىیل به او پناه میدهد. ژان کمی بعد ظروف نقرهی کلیسا را میدزد اما در حین فرار بازداشت میشود. میرییل به پلیس میگوید سرقتی اتفاق نیفتاد، اینها هدیه بوده و دو شمعدانی نقره هم هست که ژان آنها را فراموش کرده ببرد. پلیس میپذیرد و او را آزاد میکند. میرییل به او میگوید خدا تو را حفظ کرده. از پول شمعدانیها استفاده کن و مرد صادقی باش. اینچنین ژان والژان تصمیم میگیرد زندگی جدید را شروع کند...
کتاب بینوایان: جلد اول، ژان والژان (Les Miserables Volume One: Jean Valjean) روایتی تاریخی از تاریخ فرانسه است. در رمان میتوان عناصری همچون سیاست، مذهب، فلسفهی اخلاق، جمهوریخواهی، عدالت، رمانتیسم و عشق را بهوضوح مشاهده کرد. ویکتور هوگو (Victor Hugo) که در سیاست و فعالیتهای اجتماعی هم دستی داشت، در این رمان انتقادش را به فقر، فساد سیاسی و بیعدالتی اجتماعی اعلام میکند. بیهوده نیست که داستان اینچنین محبوب مانده و هنوز تازگی دارد و خواندنی است.
هوگو این داستان را در سال 1862 نوشت؛ زمانی که در تبعیدی خودخواسته بود. او برای بهروی کار آمدن لوئی ناپلئون تلاش زیادی کرده بود، اما وقتی دید ناپلئون به اصول جمهوری وفادار نیست، مجبور شد کشورش را ترک کند. در نهایت، میتوان چنین نتیجه گرفت که فراز و نشیب زندگی ژان والژان و همینطور اتفاقاتی که رخ میدهد بیشباهت به زندگی خود او نبوده است.
دربارهی مجموعهی کلکسیون کلاسیک
مجموعهکتابهای کلکسیون کلاسیکِ نشر افق متشکل از کتابهای کلاسیک، مهم و سرشناس تاریخ ادبیات است که به شکل فنّی و بدون اینکه خدشهای به داستان وارد شود، خلاصه شدهاند. در این مجموعه، آثاری از ویکتور هوگو، چارلز دیکنز، ژول ورن، مارک توین، الکساندر دوما و ... گردآوری شدهاند. مخاطب این مجموعه گروه سنی نوجوان است.
اقتباسهای فرهنگی از کتاب بینوایان - جلد اول: ژان والژان
از بینوایان اقتباسهای زیادی انجام شده است. در قرن بیستم و با ظهور سینما، بیشتر این اقتباسها برای فیلم صورت گرفته. از مهمترین این آثار میتوان به فیلمی ساختهی ژان-پل لو شانوا اشاره کرد. این فیلم در سال 1958 ساخته شد و ژان گابن نقش ژان والژان را ایفا میکرد.
در سال 1978 از روی رمان فیلمی تلویزیونی ساخته شد که در آن آنتونی پرکینز و ریچارد جوردن بازی میکردند. سال 1995 کلود للوش با بازی ژان پل بلموندو فیلمی ساخت که برندهی گلدن گلوب بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان همان سال شد.
سال 2000 مینیسریالی ساخته شد که در آن ژرار دپاردیو و جان مالکویچ حضور داشتند. و از آخرین اقتباسها میتوان به موزیکال معروفی اشاره کرد که سال 2012 با بازی راسل کرو، هیو جکمن و آن هاثاوی ساخته شد و سه جایزهی اسکار برد.
کتاب بینوایان - جلد اول: ژان والژان برای چه کسانی مناسب است؟
نوجوانانی که دوست دارند یکی از بزرگترین و کلاسیکترین رمانهای تاریخ را مطالعه کنند، میتوانند این کتاب را انتخاب نمایند.
با ویکتور هوگو بیشتر آشنا شویم
ویکتور ماری هوگو شاعر، رماننویس، نمایشنامهنویس، دولتمرد و فعال حقوق بشر در سال 1802 در بزانسون فرانسه به دنیا آمد. هوگو از پایهگذاران چهرههای جنبش رمانتیک بود. گرچه در جوانی وفادار به پادشاهی بود، اما بهمرور عقایدش تغییر کرد و آزادیخواه و طرفدار جمهوری شد. او در زمان ناپلئون سالهای زیادی را در تبعید سپری کرد و در همان زمان بود که چند تا از مهمترین رمانهایش مثل «مردی که میخندد» و «بینوایان» و «ناپلئون کوچک» را نوشت.
هوگو مخالف سرسخت مجازات اعدام، و طرفدار حق تحصیل همگانی و لغو بردگی بود. او در بسیاری از آثارش مشکلات سیاسی و اجتماعی دورانش را نشان داد و هیچگاه نسبت به وقایع زمانهی خود بیتفاوت نبود. ویکتور هوگو در سال 1885 در پاریس درگذشت.
در بخشی از کتاب بینوایان - جلد اول: ژان والژان میخوانیم
مغزش داشت گُر مىگرفت. به طرف پنجره رفت و آن را باز کرد. ستارهاى در آسمان نبود. برگشت و پشت میزش نشست. یک ساعت دیگر گذشت. اما هرچه مىگذشت، بیشتر گیج و منگ مىشد. با اینحال رفتهرفته تصویر وضعیتى که داشت در برابر چشمانش درشتتر و واضحتر مىشد، گویى نیمهشب تازه از خواب بیدار شده بود و ناگهان دیده بود که در لبهى گودال است، گودالى که عمقش معلوم نبود.
با عجله شمع را روشن کرد و با خود گفت: «خب مگر چه شده؟ از چه مىترسم؟ چرا راجع به این چیزها فکر مىکنم؟ مگر حالا در امان نیستم؟ خب دیگر تمام شد. و تازه اگر مىخواهند به کس دیگرى آزار برسانند، تقصیر من این وسط چیست؟ این خواست خداست. آیا من حق دارم آنچه را که او ترتیب داده به هم بزنم؟ چرا در چیزى که به من مربوط نیست دخالت مىکنم؟ چیزى را که سالها آرزو مىکردم و شبها خوابش را مىدیدم و از خدا طلب مىکردم، "امنیت" بود که حالا به آن رسیدهام. این خواست خدا بود. بنابراین نباید با خواست خدا مخالفت کنم. نباید در کار خدا دخالت کنم.»
بلند شد و در اتاق قدم زد. گفت: «خب، فکر کردن دیگر بس است. دیگر تصمیمم را گرفتم.» اما احساس خوشحالى نکرد، بلکه برعکس، بعد از چند لحظه، باز ناگزیر به گفت وگوى غمانگیز با خود ادامه داد: به هدفش رسیده بود. اما چه هدفى؟ آیا هدف بزرگترش این نبود که روحش را نجات دهد؟ آدمى درستکار و شرافتمند شود؟ در را به روى گذشتهاش ببندد؟ اما او در را نبسته بود. داشت با عمل شرمآور دیگرى در را دوباره باز مىکرد. داشت هستى، زندگى و آرامش کس دیگرى را در دنیا مىدزدید.
معرفی کتاب بینوایان - جلد دوم: ماریوس: متن کوتاه شده
کتاب بینوایان - جلد دوم: ماریوس، رمان مشهور ویکتور هوگو، ادامهی ماجرای ژان والژان و زندگی پرتلاطم او را روایت میکند. داستان به هشت سال بعد از فرار والژان و کوزت از دست ژاور و زندگی مخفیانهی آنها میپردازد. این اثر، که به رمان قرن مشهور شده، دیدگاههای سیاسی، مذهبی، انقلابی و رمانتیک نگارندهاش را نشان میدهد. کتاب به زبانهای بسیاری ترجمه شده و بارها مورد اقتباس قرار گرفته است.
دربارهی کتاب بینوایان - جلد دوم: ماریوس
ژان والژان بهخاطر قولی که به فانتین داده بود، دخترش کوزت را از دست خانوادهی تناردیه نجات میدهد و با هم به پاریس فرار میکنند. بازرس ژاور که از گذشتهی ژان والژان اطلاع دارد، به دنبال اوست و او را در پاریس مییابد. ژان و کوزت مجبور میشوند بار دیگر خود را پنهان سازند. این بار در صومعهی پتی پیکوس میروند. جایی که کوزت مشغول به تحصیل میشود و والژان بهعنوان باغبان برای صومعه کار میکند.
سالها بعد، ماریوس، جوانی از خانوادهی بورژوا است که عقاید دموکراتش با پدربزرگش متفاوت است. این اختلاف باعث میشود خانه را ترک کند و بهعنوان دانشجویی فقیر زندگیاش را ادامه دهد. روزی در پارک کوزت زیبا را میبیند و شیفتهی او میشود، اما ژان دوست ندارد این دو به هم نزدیک شوند...
کتاب بینوایان - جلد دوم: ماریوس برای چه کسانی مناسب است؟
نوجوانانی که به رمانهای کلاسیک و بزرگ تاریخ علاقه دارند، میتوانند این کتاب را مطالعه کنند.
در بخشی از کتاب بینوایان - جلد دوم: ماریوس میخوانیم
شورش از چه تشکیل شده است؟ از هیچ چیز و از همه چیز. کسانى که در خارج از تمام محدودهها پرسه مىزنند، فرصتطلبان، آسمانجُلها، گدایان، ولگردهاى سر چهارراهها، آنهایى که شب در خانه خرابههایى مىخوابند که سقفى جز ابرهاى سرد آسمان ندارد و آنهایى که هر روز نان خود را از تصادف روزگار مىخواهند تا از زحمتشان، فقراى تهیدست و ناشناس، دستان عریان و پاهاى برهنه، همه به شورش تعلق دارند.
شورش به هر نوآمدهاى قدرتى خارقالعاده مىدهد، هر چیزى را بدل به گلوله، هر سنگ سختى را تبدیل به توپ و هر باربرى را بدل به ژنرال مىکند.
در بهار 1832 مدتها بود که پاریس براى یک شورش آماده شده بود. شهرهاى بزرگ همچون توپخانههاى آمادهى شلیک هستند و یک جرقه براى شلیک آنها کافى است. در ژوئن 1832 این جرقه، مرگ ژنرال لامارک بود.
لامارک شخصیتى مشهور و مرد عمل بود. او در زمان امپراتور ناپلئون و زمان بازگشت سلطنت، هم شجاعت در میدان نبرد را داشت و هم جرئت و سخنورى پشت تریبون سخنرانى مجلس را. او محبوب همه بود. هفده سال بود که بىتوجه به حوادث این سالها، با شکوه تمام غم شکست در جنگ واترلو را حفظ کرده بود. به علاوه در آخرین ساعت مرگش شمشیرى را که افسران حکومت صد روزه به او اهدا کرده بودند بر سینه فشرده بود. ناپلئون هنگام مرگ کلمهى ارتش را گفته بود و لامارک هنگام مرگ کلمهى وطن را. مرگ او همانطور که انتظار مىرفت براى ملت یک ضایعه و براى دولت یک فرصت بود. مرگ او عزاى عمومى شد و عزا مثل هر چیز دیگرى مىتواند به شورش تبدیل شود.