
در حال بارگزاری...
سلام! 🌸 سال نو مبارک! 🎉«همین حالا» بخر«فردا ارسال» میشه😲«موجودی استیکر و پوسترها محدوده» ⏳🚫 *کلیک کن تا تموم نشده* 🏃♂️💨

در حال بارگزاری...


نویسنده
ویلیام گلدینگ
مترجم
ناهید شهبازی مقدم
ناشر
آموت
تعداد صفحات
320
نوع جلد
شومیز
قطع
رقعی
کتاب سالار مگسها، روایتی است از سقوط هواپیمای چند پسرک نوجوان در جزیرهای نامسکون و تلاشهایشان برای بقا و تشکیل جامعهای کوچک. ویلیام گلدینگ در این رمان شنیدنی و البته تخیلی، جهانی را برای مخاطب نوجوان به تصویر میکشد که آخرین نشانههای مدنیت و ارزشهای اجتماعی را از دست داده. برای اینکه ببینیم در این داستان نیمهسمبلیک با درونمایهی اجتماعی، آیا یک جامعه، هر چند کوچک، بدون قیدوبندهای جامعهشناختی دوام خواهد آورد یا اینکه از همان ابتدا محکوم به زوال است، باید تا انتها با قهرمانان داستان همراه باشیم.
«رالف»، «پیگی»، «جک» و «سایمون» نوجوانانی هستند که در بحبوبهی جنگ با هواپیمایی بریتانیایی در حال عزیمت بودهاند اما با سقوط هواپیمایشان به جزیرهای ناشناخته، زندگیشان برای همیشه دگرگون میشود. در این جزیرهی نامسکون نه زمان معنای سابق خود را دارد و نه مکان مانند گذشته مصداق پیدا میکند. در این نقطهی کوری که هیچکس جز مسافران بازمانده از هواپیما، خبری از آن ندارد، شخصیتهای داستان تصمیم میگیرند تا جامعهی خود را تشکیل بدهند و به این ترتیب از سد مشکلاتی که در برابرشان وجود دارد عبور کنند. ویلیام گلدینگ (William Golding) در اثر نمادین و اجتماعی خود، کتاب صوتی سالار مگسها (Lord of the Flies) سعی دارد شکلگیری نخستین تمدنهای بشری را برایتان بازسازی کند. با این تفاوت که این بار با انسانها و شخصیتهایی متمدن روبهرو هستید که تجربهی زندگی در اجتماع را داشتهاند اما بر حسب تصادف، از جامعهی سابق خود دورافتادهاند و راهی ندارند جز اینکه جامعهی دیگری را بنا بگذارند.
برای اینکه کارهای این گروه چهارنفره به بهترین شکل پیش برود، پیش از هر چیز تصمیم میگیرند یکی از افراد را به ریاست خود انتخاب کنند. رالف رئیس گروه میشود تا هدایت آن را به عهده بگیرد. همچنین حلزونی که رالف و پیگی در جزیره پیدا کردهاند، به ابزاری برای اطلاعرسانی و هشدار به بازماندگان تبدیل میشود. بهتدریج مسافران بازماندهی هواپیما به فکر تعیین قوانینی برای نجات و بقای خود میافتند. بااینحال، ظهور یک هیولای خیالی کار را به هم میریزد و موجب میشود افراد به جای پیروی از راهکارهای رالف و تلاش برای نجات از جزیره، تمام انرژی خود را صرف گریز و ترس از یک پدیدهی خیالی بکنند.
در کتاب سالار مگسها در حقیقت با تئوریهای جامعهشناختی ویلیام گلدینگ روبهرو هستیم که پیرامون شکلگیری جوامع و مشکلات پیش رویشان بیان میشوند. هر یک از شخصیتها نماد قشر خاصی از جامعه هستند و هر یک از رخدادها نیز نمایندهی یکی از جریانهای اجتماعی و سیاسی معمول. بنابراین، شنیدن رمان حاضر به مخاطبانش بینشی درمورد پیدایش و رشد جوامع خواهد داد و همزمان با آگاهیبخشی، ایشان را با مجموعهای از ماجراهای پرکشش و جالب توجه رویارو خواهد کرد.
اگرچه نخستین چاپ کتاب سالار مگسها در سال 1954 با استقبال چندانی مواجه نشد اما با گذشت زمان توجه گستردهی مخاطبان عام و منتقدان تیزبین را به خود جلب کرد. هرچند شخصیتها و مخاطبان اصلی این اثر نوجوانان هستند اما بزرگسالان نیز با خواندن آن نکات بسیاری را خواهند آموخت. نکاتی که شاید جای آنها در کتابهای علمی تاریخ سیاسی و اجتماعی همچنان خالی باشد.
حواس رالف به حرف زدنش نبود. صدف جالب و قشنگی بود و ارزش بازی کردن را داشت. اشباح زنده خیالش هنوز میان او و پیگی که مزاحم خیالپردازیش بود، قرار داشتند. نخل جوان با خم شدنش صدف را به میان خزهها میکشاند. رالف یک دستش را اهرم کرد و با دست دیگرش نخل را به پایین فشار داد تا صدف که آب از آن میکشید بالاتر آمد و پیگی توانست آن را قاپ بزند.
حالا دیگ صدف نه فقط دیدنی بلکه قابل لمس نیز بود، رالف هم هیجانزده شد. پیگی پرتوپلا میگفت:
«یه صدف حلزونی، خیلی هم پولشه. مطمئنم اگه میخواستی یکی بخری باید کلی پوند خرج میکردی اون صدفو روی دیوار باغش گذاشته بود و عمه من...»
رالف صدف را از پیگی گرفت و اندکی آب از بازویش به پایین راه گرفت. رنگ صدف کرم تیره بود و چند جایش هم لکههای صورتی کمرنگ داشت. بین سرش که ساییده شده و سوراخ کوچکی در آن به وجود آمده بود و لبههای صورتی دهانهاش اندکی کمتر از نیم متر بود، حالت مارپیچی داشت و طرح ظریف برجستهای آن را پوشانده بود.
رالف ماسهها را از لولهی گود آن بیرون تکاند.