نویسنده
سوزان فوروارد
مترجم
مینا فتحی
ناشر
لیوسا
تعداد صفحات
336
نوع جلد
شومیز
قطع
رقعی
معرفی کتاب مادران سمی و آسیبهای وارد به دختران
رابطهی مادر و فرزندی به همان اندازهای که شیرین و قابلستایش است، میتواند سمی و آسیبزا باشد. نویسنده پرفروش نیویورک تایمز، سوزان فوروارد در کتاب مادران سمی و آسیبهای وارد به دختران این رابطه را بهخوبی بهتصویر کشیده است. بهکمک این اثر که حکم یک راهنمای کاربردی را برای شما دارد، میتوانید روابط آسیبدیدهی خود را با مادرتان ترمیم کنید و بر یک نقطهی تعادل و آرامش بایستید.
دربارهی کتاب مادران سمی و آسیبهای وارد به دختران
شاید نقش مادری، محبتها و آرامشی که مادر به فرزند خود میدهد، بیش از هر چیز دیگری در جامعه بیان شده باشد. تفاوتی ندارد که شما در کدام جامعه و یا چه فرهنگی زندگی میکنید؛ میتوان گفت که مادر در همهی جوامع جایگاهی ویژه و قابلِاحترام و شخصیتی سرشار از مهر و محبت دارد. اما آیا همیشه و بدون هیچ چون و چرایی این اصلِ جاافتاده در دنیا، حقیقت دارد؟
اگر کمی کلاه خود را قاضی کنید و از دریچه و زاویهی دیگری نیز به نقش مادری بنگرید، حقایق دیگری را در مییابید که علیرغم ناخوشایند بودنشان، واقعیت دارند. نکتهی مهم این است که اگر شما روابطی پرتلاطم و پر از چالش، درگیری و اختلاف با مادر خود داشتهاید، نتیجهی رفتارهای او چنان در ناخودآگاهتان جای خواهد گرفت که شما را در مقابل کودک خود، با همان رفتارهای مادرتان قرار میدهد!
سوزان فوروارد (Susan Forward) از روانشناسان برجستهی آمریکایی نتایج تحقیقات خود را در زمینهی رابطهی مادر و فرزندی را در کتاب مادران سمی و آسیبهای وارد به دختران (Mothers Who Can't Love) منتشر کرده و حقایق ارزنده و قابلتأملی را با مخاطبانش بهاشتراک گذاشته است.
او بهسراغ الگوهای تکرارشونده در روابط میان مادر و فرزند دخترش رفته و آسیبهای حاصل از هر رفتار را از زیر ذرهبین خود گذرانده است. سوزان فوروارد راهکارهای عملی مفیدی را ارائه میدهد که افراد میتوانند بهکمک آنها، تغییرات اساسی و مهمی را در رفتار و احساسات خود به وجود بیاورند و جلوی آسیبهای روحی و رفتارهای اشتباه فزاینده را بگیرند.
نویسنده در کتاب خود به سراغ شرح شخصیتهای مختلفی برای مادران رفته و آنها را در قالبهای سمّی گوناگونی از جمله مادر کنترلگر، مادر خودشیفته، مادران نیازمند به مادری، مادران همیشه گرفتار و مادران سوءاستفادهکننده از دختران خود تقسیم کرده است. او با این کار قصد دارد مخاطب را در جهت یافتن آسیبهای روحی خود در اثر برخورد و تربیت چنین مادرانی کمک کند. در ادامه نیز با ارائه راهکارها و راهحلهای عملی مناسب، مخاطبان را در جهت بازیابی سلامت روان و اعتمادبهنفسشان یاری میکند.
این رواندرمانگر با زبانی روان و صمیمی، همهی آنچه را که باید برای ترمیم زخمهای قدیمی روحتان بدانید، در کتاب مادران سمی و آسیب وارد به دختران گنجانده است
کتاب مادران سمی و آسیبهای وارد بر دختران برای چه کسانی مناسب است؟
اکر از آن دسته افرادی هستید که کودکی خود را با مادری گذراندهاید که رفتارهای ناسالم و غلطی داشته یا موجب آزار روحی شما بوده است، این کتاب مانند مرهمی بر زخمهای شما خواهد نشست و آنها را التیام خواهد داد. همچنین چنانچه احساس میکنید، بهعنوان مادر در یکی از گروه مادران سمی جای میگیرید، برای حفاظت از سلامت روان فرزند خود و جلوگیری از ایجاد زخمهای روحی برای او، حتماً این اثر را بخوانید
با سوزان فوروارد بیشتر آشنا شویم
یکی از نویسندگان پرفروش نیویورک تایمز که بهواسطهی کتابهای کمککننده و مؤثر خود در دنیا شناخته میشود، سوزان فوروارد است. او یک روانشناس، درمانگر و مربی حرفهای است که با هدف نجاتدادن افراد گوناگون در سراسر دنیا فعالیت میکند. سوزان فوروارد در بسیاری از مراکز روانپزشکی در جنوب کالیفرنیا فعال است و از جمله مهمترین آثار او میتوان به کتابهای «باجخواهی عاطفی»، «والدین سمی»، «مادران سمی» و «مردان زنستیز» اشاره کرد.
در بخشی از کتاب مادران سمی و آسیبهای وارد به دختران میخوانیم
اگر مادرتان دربرابر تغییرات شما مقاومت یا تظاهر کند که مایل به دیدن شما نیست، یک راه براى اینکه رابطهتان را با او حفظ کنید بىآنکه اذیت شوید، داشتن رابطهاى است که من آن را «مهمانى بهصرف چاى» مىنامم، یعنى رابطهاى کاملاً سطحى، به این معنى که شما دربارهى موارد شخصى یا هر موضوعى که مىدانید فرصتى به دست مادرتان مىدهد تا شما را ناراحت یا تحقیر کند، با او صحبت نمىکنید و بدینترتیب خود را از آسیب در امان مىدارید.
این روشى است که بسیارى از دختران برمى گزینند چرا که به آنها امکان حفظ رابطهاى کمدردسر را مىدهد. گاهى دختران نتیجه مىگیرند که رابطهاى سطحى و محترمانه بهتر از این است که هیچ رابطهاى در کار نباشد.
ژانت که مادرش گاهوبىگاه از حرفهى هنرپیشگى تازه جوانهزدهى او حمایت مىکرد ولى از طرف دیگر با انتقاد و رقابت با او به اعتمادبهنفسش آسیب مىرساند، و بهگونهاى منفىگرایانه او را با زنان موفق مقایسه مىکرد، بهشدت تلاش مىکرد تا با «مادرى خوب» که گهگاه پدیدار مىشد، ارتباط برقرار کند (در فصل مربوط به مادران خودشیفته دربارهى ژانت صحبت کردیم.) ولى هیچ میزانى از تعیین حدومرز بین او مادرش قادر به کنترل عیبجویىهاى او و حس رقابتش نبود.
ژانت مىگفت: «اوضاع قدرى بهتر شده. اما حدس مىزنم مامان همیشه همان مامان است. او همیشه زبان برانش را آماده دارد، و من هرگز نمىدانم چه زمان آن را به من فرو خواهد کرد. وقتى به او مىگویم دیگر حاضر نیستم انتقاداتش را بپذیرم، به من نگاهى مىاندازد، سرش را تکانى مىدهد و مىگوید که مىفهمد، و دوباره سرش را پایین مىاندازد و باز همان رفتارها را مىکند. وقتى یک عکس زیبا از فیلمبردارى آخرم به او نشان مىدهم، تنها چیزى که مىتواند بگوید این است عکس خوبى است ولى اگر رنگ موهایت روشنتر بود بهتر مىشد. گویى زبانش تیغ شمشیر است و من خیال نمىکنم که هرگز عوض شود. مىدانم مىخواهى بگویى از او فاصله بگیرم، اما واقعا آمادگى ندارم که او را از زندگىام بیرون کنم. هرچه باشد مادرم است و من خیلى خاطرات خوبى با او داشتهام. اگر دلش بخواهد مىتواند خیلى هم خوب برخورد کند.»

